برای خودم و تنها عابر این صفحه - تاریخ: 1397/11/5 ساعت: 8:32
وقتی با نوشتن هم غریبه می شوی دیگر انگار تو را به یک جهان دیگر پرتاب کرده اند جهانی که حتی با خودت هم آنجا غریبه ای وقتی حتی انگشتان دستت هم از قلم و نوشتن و
تحصیل در رشته علوم تربیتی.... - تاریخ: 1397/2/1 ساعت: 13:43
داشتم وبلاگ معلوم الحال را می خوندم و پستی که در مورد مشکلات رشته زبان نوشته بود که کلی هم بهش حق دادم البته ولی به این فکر رفتم که راستی رشته منم مشکلاتی داره تو جامعه!!علوم تربیتی یا تربیت بدنی!!مساله اینه که باید برای قشری از دوستان در جامعه معنای این دوتا رو تفکیک کنیم اگرخدایی نکرده خودمون رو ب...
حس های نگفته و نباید های شده - تاریخ: 1397/2/1 ساعت: 13:43
بقیه آدمهای کره خاکی را نمی دانم اما خودم را آنطور که می شناسم همیشه تنهایی عمیق را در تک تک سلولهای ذهنم تجربه کرده امتنهایی و ترسی که ارتباط به من تزریق می کنه و نیاز شدیدی که به داشتن یک همراه همزبان و هم درک دارمکسی که حالم را فقط درک کنه کسی که کمکم کنه که شرایط رو بگذرونماحساس عدم کارایی و احس...
عیدانه - تاریخ: 1397/2/1 ساعت: 13:43
انقدر سوت و کور بودکه درش را تخته کردم هیمنجا را میگویم همین خانه ساکت و بی مهمان راهمینجا که نه صاحب خانه را حالیست برای نشستن و نگاشتن و نه مهیمان و رهگذری را میلی که به در بکوبد و شوق دیدار در دل ها تازه کندهنوز پا برجاست خانهاما صاحب خانه گوشه عزلت گزیده و نوای غربت سر دادهلیک سروها هرگز نمی میر...
روزمرگی های پیوسته - تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 23:51
فصل هایم یکسان شده اند گاهی می اندیشم نه ذوق بهار و نه گرمای تابستانی و و نه رنگین کمان پاییز و نه سپیدی زمستان را سالهاست آنگونه که باید درک نکرده ام سالهاست فصل ها را نفس نکشیده ام و حس نکرده امحتی گاه یادم می اید که پاییز با آن همه جلوه رنگین و زرد و نارنجی اش جیغ کشیده رو سفیرکشان رفته و من حتی ...
می توانم؟ نمیتوانم؟ می شود ؟ نمیشود؟ - تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 23:51
فهرست بلندبالایی از نمی توانم های خودم تهیه کرده ام که البته درکنار اونها خانه های دیگری هم هست ولی فهرست ناتوانی هایم گسترده ترند! در واقع جدول پیش رویم اینگونه است: نمی توانم چرا نمی توانمچطور می توانمتوانمندی ها و نقاط قوتمشکل اینجاست که حتی در
بازنشستگی - تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 23:51
یکی ا زهمکاران خوب گروهمون امروز به بازنشستگی رسیدن و این برای ما جوونهایی که سابقه کاریمون همه زیر ۷ساله تقریبا خب یک حال هوای دیگه ای داشت حال و هوایی که با دادن ایده برای خریدن یک هدیه یادگاری از سوی من شکل گرفت و کم کم هر کسی چیزی به اون اضافه
مرور روزهایی که گذشت... - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 19:33
خیلی وقته که ننوشتم و البته اتفاقاتی که حتی حس و حال نوشتنم نبود مرداد ماه پر از استرس بود برام در حدی که پس از برگزاری آزمون مصاحبه دکتری تخصصی و فرایندهای پر از استرس و ادامه دار بعدیش که به دلیل داشتن مسئولیت کارشناس اسناد به وجود آمد چهار روز کامل به مرخصی رفتم چون دیگه هیچ جونی برای حتی اومدن ن...
توهمات.... - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 19:33
راستش داشتم به این فکر می کردم که من در ایده ال ترین حالت فانتزی هام تو ازدواج چیه؟! و اینکه آخرش به این رسیدم که با مشتی توهمات روبه رویم که حتی فانتزی هم نمی تونه باشه!! بماند که اصولا فانتزی یعنی دست نیافتنی دیگه ولی حالا برای من اینجا کاربرد واژه فانتزی دلچسب نیست از این چرندیات که بگذریم داشتم ...
این روزها - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 20:11
این روزها دلم فقط گریستن می خواهد و قلبم سکوت را و جسمم آغوشی که سر بر شانه اش آرام گیرم این روزها هر دل صبح با چشمانی اشکبار روزم را شروع میکنم و با خستگی پایان ناپذیر تمام این روزها یکی را می جویم که به فکر این همه خستگی ام باشد . دستم را بگیرد با خود ببرد به هر کجا که آرامش باشد و شادی و لبخند و
یک تجربه شیرین - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 21:51
برای خودم برنامه ریخته بودم که خودمو وصل کنم به کمیته طرح تحول آموزش و به نوعی در کارگروه های مرتبط با طرح جز افراد پای ثابت جلسات تصمیم گیری و اجرایی باشم بماند که باز ما برنامه ۶ ماهه ریخیتم دوماهه اتصال برقرارشد!! و باز هم بماند که نمی فهمم چرا وقتی زودتر از موعد به برنامه هام میرسم به جای احساس
عشق - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 21:51
عشق را نمی شناسم همان که برایش سروده اند معمارنیستم و سازه های سنگی هزارساله را هم درک نمیکنم داستانهای عاشقانه زیاد خوانده ام اما باز هم گیج می زنم در برهوت فیلم ها و سریالها سرک میکشم لابه لای کلمات و واژه ها جستجو میکنم اما هیچ کدام ... حس آشنایی ندارند در اکنون لحظه هایم با خود میگویم معادل
دانشجوی ناکام - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 2:18
سر یک موضوعی به این فکر می کردم که من در دوره لیسانس در آرزوی عمیق کردن رابطه هام با اساتید بودم و وقتی اساتید از این تجارب در دوره فوق لیسانس و دکتری می گفتند عمیقا آرزو می کردم یک روزی منم دانشجوی ارشد و دکتری باشم و بتونم این نوع رابطه رو تجربه کنم ! اما دریغ در هیچ دوره ای این شانس با من یار نبو
وقتی در نوشتن شیوه اجرای کار کیفی می مانی .... - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 3:52
پروپزال نوشتن بخش مهم و آغازین یک کار پژوهشی و در عین حال پایان نامه نویسی به طور خاص است ، اما وقتی  شیوه اجرایی کارت کیفی باشد و استاد راهنما نیز فقط از دور و بر اساس یک سری گفته ها و خوانده ها های تدریس از این شیوه سر در بیاورد و نه بیشتر معضلی می شود ک
داستان دنباله دار یک فقره تدریس - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 19:09
یادتان می آید آن ماجرای تدریسم را که ؟ همان که حراستی هم شد یعنی این دوتا دومین تلاش تدریس و آخرین جلسه تدریس این دورهامروزمسئول اموزش کارکنان دانشگاه را دیدم بعد از سلام احوال پرسی بهم گفت اماده باش که کلاسها رو باید استارت بزنیممنم اظهار خوشحالی کردم و گ
فضاهای به شدت مجازی - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 19:07
این روزها همه چیز تلگرامی شده اگرچه بدهم نیست اما خب من حسی که به وبلاگ نویسی دارم به کانالها و گروه های تلگرامی ندارم  نمی دونم اصلا این خوبه یا بد و یا اصلا یک نوع مقاومت در برابر تغییره مثلا یا نه اگرچه خودم ها کانالها و گروههایی دارم اما خب ای
اولین روز کاری ما در سال جدید - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 0:12
امروز 14 فروردین ماه 96 درواقع اولین روز کاری ما در دانشکده بود( البته با عرض پوزش از سایر دست اندرکارانی که اولین روزکاریشون 4 فروردینه )  یک روز زیبای بهاری با بارش باران تند و ساعاتی هم گلوله های سفید برفی! من امروزم رو بیشتر به دید
زلزله - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 0:12
 ترسشاید عمیق ترین گفتگوی هراسان مردمان شهرماست و فراگیری انتظاری که خواب را پرانده و آرامش را ربوده استچادرهای برافراشته در کوچه و خیابان  و کمپ ها خبر از ترس و لرزش گهواره خلقت دارد
تنبل خان - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 0:12
راستش برای اولین بار در عمرم باید اقرار کنم بدحور تنبل شده ام و بی خیالهیچ وقت در هیچ جایی از عمرم خصوصا در بحث تحصیل یادم نمی آید که برای انجام تکالیف این همه تنبلی کرده باشم البته تا دلتان بخواهد بهانه زیاد دارم برای خودم بهانه هایی که خودم هم می
تقلید - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 0:12
راستش یک موضوعی رو اونقدر که این چند روز گذشته متوجه شدم هیچ وقت نفهمیدم   و اونم اینکه ظاهرا خیلی تو چشمم و همه کارها و حرفها و رفتارام توسط همه اطرافیانم به نوعی رصد میشه و الگو برداری هم می شه به طور عجیبی توی این مدت متوجه شدم

برچسب‌های مرتبط

دوره های آموزشی مصوب کارکنان دولت | دوره های آموزشی مصوب کارمندان | به دنبال یک پلیس | به دنبال یک همسفر | به دنبال یک رویا | یک سوال پژوهشی | یک سوال علمی | یک سوال | من به عنوان یک دوست | نقش من به عنوان دوست