خرید بک لینک

انقدر سوت و کور بود

که درش را تخته کردم

هیمنجا را میگویم

همین خانه ساکت و بی مهمان را

همینجا که نه صاحب خانه را حالیست برای نشستن و نگاشتن

و نه مهیمان و رهگذری را میلی

که به در بکوبد و شوق دیدار در دل ها تازه کند

هنوز پا برجاست خانه

اما صاحب خانه گوشه عزلت گزیده و نوای غربت سر داده

لیک سروها هرگز نمی میرند

و او خویشاوندی دوری با سرو ها دارد

برچسب: نویسنده: کیان اسدی تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1397 ساعت: 13:43

صفحه بندی